محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
700
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و معتدل الرايحة كه رايحه آن به حد توسّط و اعتدال و عادت حالت صحت و بول صحى باشد دلالت بر نضج فاضل و اعتدال حال حرارت غريزيه و ماده مىنمايد . ببايد دانست كه امراض بر دو نوعاند نوعى آن كه در آنها تغير حال بول از حيثيت رايحه لازم است مانند امراض مزاجيه خواه خود مرض باشند به انفرادها و خواه عرض و تابع مرض ديگر و همچنين تفرق اتصال كه كهنه گردد و چرك در آن به هم رسد كه با اينها البته رايحه بول متغير مىگردد . نوع دوم آن كه در آنها تغيير حال رايحه بول لازم نباشد مانند امراض تركيب كه در بعضى از آنها مانند سدّه و امتلاء اوعيه كه تغير مزاج در آن به هم رسد و به حسب آن رايحهء بول متبدّل گردد ازين قسم بيرون است « 1 » ؛ به جهت لزوم تغير در آن . و آن چه اطبّاء گفتهاند كه « هيچ بول مريضى ديده نشده كه رايحهء آن شبيه به رايحهء بول اصحّا باشد » ، مراد از آن مريضى است كه استدلال به احوال آن محتاج به ملاحظهء بول باشد نه هر مرضى مطلقاً ؛ زيرا كه بسا امراض است كه احتياج به ديدن بول مريض نيست به جهت عدم تغير آن ؛ مانند امراض تركيب . و چون اين معلوم گرديد . و بدان كه بول از دو حال بيرون نيست ؛ يا ذى رايحه است يا عديم الرّايحة . و ذى رايحه نيز خالى از دو حال نيست ؛ يا رايحهء آن طبيعى است و يا غير طبيعى . و رايحهء غير طبيعيه ، عبارت از نتن و كراهت رايحه است . و غير طبيعى يا شديد النّتن است و يا شديد النّتن نيست . و شديد النّتن سه قسم است : حامض و حلوّ و شديد النّتن مذكور شد و غير شديد النّتن يك قسم است كه ذكر يافت . و عديم النّتن بر دو قسم است . يكى آن كه از اوّل تا به آخر عديم النّتن باشد دوم آن كه ابتداء شديد النّتن باشد و بعد از آن عديم النتن شود و اين ، نيز بر دو قسمت : يكى آن كه بعد از عدم نتن باز منتن گردد . دوم آنكه بر عدم نتن خود بماند پس جمله هشت قسم مىگردد و هر قسمى را على حده ذكر مىنمايد هر چند پيشتر مذكور شده بود براى زيادتى توضيح و تبيين ذكر مىشود « 2 » .
--> ( 1 ) . الف : نيست ( 2 ) . ب : ( ذكر مىشود ) حذف شده .